فرهنگ آریان‌پور

گردله

#۱۶۸٬۱۹۷

معنی‌های انگلیسی
۱

node

گره، اشکال، دشوارى، برآمدگى، ورم، غده، منحنى

۲

roll

طومار، لوله، توپ (پارچه و غیره)، صورت، ثبت، فهرست، پیچیدن، چیز پیچیده، چرخش، گردش، غلتک، نورد، غلتاندن، غلت دادن، غل دادن، غلتک زدن، گرد کردن، به دوران انداختن، غلتیدن، غلت خوردن، گشتن، تراندن، تردادن، تلاطم داشتن

۳

sphere

کره، گوى، جسم کروى، فلک، گردون، دایره، محیط، مرتبه، حدود فعالیت، دایره معلومات، احاطه کردن، به صورت کره درآوردن sphere wellrounded