فرهنگ آریان‌پور

گردگیری‌ کردن

#۱۶۸٬۱۹۴

معنی‌های انگلیسی
۱

cordon

(معدن) کمربند، قیطان، یک عده پاسبان یا نظامى که درفواصل معین محلى را احاطه کنند، خط قرنطینه

۲

embrace

در آغوش گرفتن، در بر گرفتن، بغل کردن، پذیرفتن، شامل بودن

۳

enclose

در میان گذاشتن، در جوف قرار دادن، به پیوست فرستادن، حصار یا چینه کشیدن دور