فرهنگ آریان‌پور

گردگیر

#۱۶۸٬۱۹۰

معنی‌های انگلیسی
۱

duster

گردگیر، وسیله گردگیرى، (آمریکایى) روپوش

۲

wisp

دسته، مشت، بقچه کوچک (از کاه و علوفه)، حلقه، بسته، بقچه بندى، جاروب کوچک، گردگیر، تمیز کردن، جاروب کردن، (کاغذ و غیره را) به صورت حلقه در آوردن

۳

whisk

حرکت سریع و جزیى، کلاله یا دسته مو، گرد گیرى، مگس گیر، تند زدن، پراندن، راندن، جاروب کردن، ماهوت پاک کن زدن، گردگیر

۴

vicinity

نزدیکى، مجاورت، همسایگى، حومه، بستگى