فرهنگ آریان‌پور

گردش کننده

#۱۶۸٬۱۶۹

معنی‌های انگلیسی
۱

walker

گردش کننده، راه رونده، راهرو، گامزن، مرض خانگى

۲

promenader

گردش کننده، تفریح کننده

۳

walk

راه رفتن، گام زدن، گردش کردن، پیاده رفتن، گردش پیاده، گردشگاه، پیاده رو، راه پیما، گردش کننده، راه رونده، راه رو

۴

peripatetic

وابسته به فلسفه ارسطو، راه رونده، گردش کننده، سالک، دوره گرد، پیاده رو

۵

rambling

ولگردى، سر گردانى، پریشانى، بى هدفى، کردن، پرسه زدن