فرهنگ آریان‌پور

گردش‌ کردن

#۱۶۸٬۱۶۴

معنی‌های انگلیسی
۱

walk

راه رفتن، گام زدن، گردش کردن، پیاده رفتن، گردش پیاده، گردشگاه، پیاده رو، راه پیما، گردش کننده، راه رونده، راه رو

۲

tour

گشت، سفر، مسافرت، سیاحت، ماموریت، نوبت، گشت کردن، سیاحت کردن

۳

ramble

ولگردى، سر گردانى، پریشانى، بى هدفى، کردن، پرسه زدن