فرهنگ آریان‌پور

گردش بیرون شهر

#۱۶۸٬۱۴۱

معنی‌های انگلیسی
۱

excursion

گردش، گشت، سیر، گردش بیرون شهر

۲

outing

خارج، بیرون از، خارج از، افشا شده، آشکار، بیرون، خارج از حدود، حذف شده، راه حل، اخراج کردن، اخراج شدن، قطع کردن، کشتن، خاموش کردن، رفتن، ظاهر شدن، فاش شدن، بیرونى out ـ (99)