فرهنگ آریان‌پور

گردش

#۱۶۸٬۱۲۶

معنی‌های انگلیسی
۱

flow

گردش، روند، جریان، روانى، مد (برابر جزر)، سلاست، جارى بودن، روان شدن، سلیس بودن، بده، شریدن

۲

jaunt

گردش، تفریح، مسافرت کوچک، تفرج کردن، سفر کوچک کردن

۳

paseo

گردش، تفرج، تفریح، باغ ملى

۴

excursion

گردش، گشت، سیر، گردش بیرون شهر

۵

circulation

گردش، دوران، انتشار، جریان، دوران خون، رواج، پول رایج، تیراژ (روزنامه یامجله)، تیراژ

۶

canter

چهار نعل، گامى شبیه چهار نعل، گردش، سوار اسب (چهار نعل رونده) شدن، سلانه سلانه راه رفتن

۷

period

دوره، نقطه، مدت، موقع، گاه، وقت، روزگار، عصر، گردش، نوبت، ایست، مکث، نقطه پایان جمله، جمله کامل، قاعده زنان، طمث، حد، پایان، نتیجه غایى، کمال، منتها درجه، دوران مربوط به دوره بخصوصى واژه هاى شامل

۸

circuit

(حقوق) حوزه قضایى یک قاضى، دور، دوره، گردش، جریان، حوزه، مدار، اتحادیه، کنفرانس، دورچیزى گشتن، درمدارى سفر کردن، احاطه کردن

۹

meander

پیچ، خم، دور، گردش، راه پر پیچ و خم، پیچ و خم داشتن، مسیر پیچیده اى را طى کردن، چماب

۱۰

gyration

چرخش، گردش، چرخشى

۱۱

maeander

پیچ، خم دور، گردش، راه پر پیچ و خم، پیچ و خم داشتن، مسیر پیچیده اى را طى کردن، چماب

۱۲

movement

جنبش، تکان، حرکت، تغییر مکان، گردش، (موسیقى) وزن، ضرب، نهضت

۱۳

nutation

اشاره با سر، سر فرود آوردن، خمیدگى، رقص محورى، گردش

۱۴

itineracy

(itinerancy =) ـ سیارى، در بدرى، گردش، سیر

۱۵

operation

اداره، گرداندن، عمل جراحى، عمل، گردش، وابسته به عمل، عملکرد، بهره بردارى

۱۶

ambulation

حرکت، گردش

۱۷

circumvolution

دورزنى، دورگردى، گردش، حرکت پیچاپیچ