فرهنگ آریان‌پور

گرداوری‌ کردن

#۱۶۸٬۰۹۹

معنی‌های انگلیسی
۱

corral

آغل، جاى اسب و گله، دفاعى که از واگن و عرابه مى سازند، حصار درست کردن، احاطه کردن

۲

collect

جمع آورى کردن، وصول کردن، گرد آوردن، جمع کردن

۳

compile

همگرادنى کردن، گرد آوردن، تالیف کردن

۴

accumulate

انباشتن، جمع شده، جمع شونده، اندوختن، روى هم انباشتن