فرهنگ آریانپور
گرد اوردن
#۱۶۷٬۹۵۰
amass
گرد آوردن، توده کردن، متراکم کردن
troop
گروه، دسته، عده سربازان، استواران، گرد آوردن، فراهم آمدن، دسته دسته شدن، رژه رفتن
collect
جمع آورى کردن، وصول کردن، گرد آوردن، جمع کردن
compile
همگرادنى کردن، گرد آوردن، تالیف کردن
assemble
همگذاردن، سوار کردن، فراهم آوردن، انباشتن، گرد آوردن، جفت کردن، جمع شدن، گرد آمدن، انجمن کردن، ملاقات کردن
pile
کپه، توده، کومه، مقدار زیاد، کرک، یک تارموى، خواب پارچه، پارچه خزنما، ستون، ستون لنگرگاه، ستون پل، سد، موج شکن، توده کردن، کومه کردن، اندوختن، پرز قالى و غیره
raise
بالا بردن، بالا کشیدن، بار آوردن، رفیع کردن، بر پا کردن، برافراشتن، بیدار کردن، تولید کردن، پروراندن، زیاد کردن، از بین بردن، دفع کردن، ترفیع، اضافه حقوق، ترقى دادن
summon
فراخوانى، احضار، فرا خواستن، فراخواندن، احضار قانونى کردن