فرهنگ آریان‌پور

گرد

#۱۶۷٬۹۴۳

معنی‌های انگلیسی
۱

round

گرد، بى خرده، نوبت، گرد کردن، بى خرده کردن، گرد (gerd) کردن، کامل کردن، تکمیل کردن، دور زدن، مدور، گردى، منحنى، دایره وار، عدد صحیح، مبلغ زیاد

۲

rounded

گرد، بى خرده، نوبت، گرد کردن، بى خرده کردن، گرد (gerd) کردن، کامل کردن، تکمیل کردن، دور زدن، مدور، گردى، منحنى، دایره وار، عدد صحیح، مبلغ زیاد round

۳

orbicular

گرد، چرخى، کروى، مدور، کامل

۴

hero

قهرمان، دلاور، گرد، پهلوان داستان

۵

dust

خاک، گرد و خاک، غبار، خاکه، ذره، گردگیرى کردن، ریختن، پاشیدن (مثل گرد)، تراب

۶

flour

آرد، گرد، پودر، آرد کردن، پودر شدن

۷

knobby

گره دار، پره دار، داراى برآمدگى (هاى زیاد)، قوزدار، گرد، تپه دار

۸

compass

تدبیر کردن، نقشه کشیدن، اختراع کردن، دور زدن، مدار چیزى را کامل نمودن، با قطب نما تعیین کردن، جهت کردن، محصور کردن، محدود کردن، فهمیدن، درک کردن حدود و ثغور، حوزه، دایره، حیطه، گرد، مدور، پرگار، قطب نما

۹

globular

کروى، گرد، گوى مانند، گلبول وار

۱۰

brave

دلاور، تهم، شجاع، دلیر، دلیرانه، عالى، با دلیرى و رشادت با امرى مواجه شدن، آراستن، لافزدن، بالیدن

۱۱

annular

حلقه مانند، حلقوى، (فیزیک) وسایل و ابزار حلقه دار، داراى علائم و اشکال حلقوى

۱۲

warrior

رزمجو، جنگاور، سلحشور، محارب، جنگجو، مبارز، دلاور

۱۳

circular

دایره اى، مدور، بخشنامه، مستدیر، دایره وار

۱۴

intrepid

با جرات، دلیر، شجاع، بى باک، بى ترس، متهور

۱۵

valorous

دلیر، شجاع، دلاور، باارزش، دلیرانه

۱۶

courageous

دلیر، با جرات