فرهنگ آریان‌پور

گرته برداری

#۱۶۷٬۹۳۴

معنی‌های انگلیسی
۱

tracing

اثر، نشان، رد پا، جاى پا، مقدار ناچیز، ترسیم، رسم، ترسیم کردن، ضبط کردن، کشیدن، اثر گذاشتن، دنبال کردن، پى کردن، پى بردن به، رد، ردیابى کردن، رسم کردن trace