فرهنگ آریانپور
گرایش داشتن
#۱۶۷٬۸۷۱
tend
نگهدارى کردن از، وجه کردن، پرستارى کردن، مواظب بودن، متمایل بودن به، گرایش داشتن، گرائیدن، میل کردن
lean
(past: leaned, leant ; past participle: leaned, leant) ـ تکیه کردن، تکیه زدن، پشت دادن، کج شدن، خم شدن، پشت گرمى داشتن، متکى شدن، تکیه دادن به طرف، تمایل داشتن، لاغر، نزار، نحیف، اندک، ضعیف، کم سود، بیحاصل
trend
گرایش، تمایل، آلودگى لوزه و حلق و گلو باسیل
verge
کنار، لبه، مشرف، نزدیکى، حدود، حاشیه، نزدیک شدن، مشرف بودن بر
attract
جلب کردن، جذب کردن، مجذوب ساختن
incline
خم کردن، کج کردن، متمایل شدن، مستعد شدن، سرازیر کردن، شیب دادن، متمایل کردن، شیب