فرهنگ آریان‌پور

گرایش

#۱۶۷٬۸۵۸

معنی‌های انگلیسی
۱

attitude

گرایش، حالت، هیئت، طرز برخورد، روش و رفتار

۲

tendency

گرایش، تمایل، میل، توجه، استعداد، زمینه، علاقه مختصر

۳

gravitation

گرایش، کشش، جاذبه، قوه جاذبه، تمایل

۴

ism

پسوندى است به معنى " عمل " و " کار " و " طریقه عمل " و " حالت " و " شرط " و " پیروى " اصول، عقیده، اعتقاد، رویه، مکتب، سیستم عملى، گرایش، اصالت

۵

tropism

سوگرایش، گرایش طبیعی‌

۶

propensity

تمایل طبیعى، میل باطنى، رغبت، گرایش

۷

diatropism

(گیاه شناسى) گرایش

۸

bent

(past: bent ; past participle: bent) ـ خمیدن، خمش، زانویه، خمیدگى، شرایط خمیدگى، زانویى، گیره، خم کردن، کج کردن، منحرف کردن، تعظیم کردن، دولا کردن، کوشش کردن، بذل مساعى کردن bend

۹

bias

تمایل به یک طرف، طرفدارى، تعصب، به یک طرف متمایل کردن، تحت تاثیر قرار دادن، تبعیض کردن، پیشقدر

۱۰

drift

توده باد آورده، جسم شناور، برف باد آورده، معنى، مقصود، جریان آهسته، جمع شدن، توده شدن، بى اراده کار کردن، بى مقصد رفتن، دستخوش پیشامد بودن، یخرفت، راندگى

۱۱

fancy

خیال، وهم، تصور، قوه مخیله، هوس، تجملى، تفننى، علاقه داشتن به، تصور کردن

۱۲

interest

تنزیل، سود، بهره، علاقه، مصلحت، دلبستگى علاقمند کردن، ذینفع کردن، بر سر میل آوردن، جلب توجه کردن

۱۳

penchant

میل شدید، علاقه، ذوق، میل وافر، آمادگى

۱۴

attraction

کشش، جذب، جاذبه، کشندگى

۱۵

disposition

دررفتگى، وضع، خواست، مشرب، حالت، خو، مزاج، تمایل