فرهنگ آریان‌پور

گرانبار

#۱۶۷٬۷۹۴

معنی‌های انگلیسی
۱

burdensome

گرانبار، سنگین، ناگوار، شاق، غم انگیز، ظالمانه

۲

heavy

سنگین، گران، و زین، زیاد، سخت، متلاطم، کند، دل سنگین، تیره، ابرى، غلیظ، خواب آلود، فاحش، آبستن، باردار heavy heavyladen overladen

۳

serious

جدا، (به) راستى، رسما، سخت، موقرانه

۴

careworn

غمگین، مضطرب