گران
#۱۶۷٬۷۶۸
costly
گران، گزاف، فاخر
expensive
گران، پرخرج
dear
به طور عزیز، گران
high
فراز، بلند، مرتفع، عالى، جاى مرتفع، بلند پایه، متعال، رشید، زیاد، وافر گران، گزاف، خشمگینانه، خشن، متکبر، متکبرانه، تند زیاد، با صداى زیر، با صداى بلند، بو گرفته، اندکى فاسد high ـ (53)
heavy
سنگین، گران، و زین، زیاد، سخت، متلاطم، کند، دل سنگین، تیره، ابرى، غلیظ، خواب آلود، فاحش، آبستن، باردار
dearly
عزیز، محبوب، گرامى، پرارزش، کسى را عزیز خطاب کردن، گران کردن
deluxe
تجملى، بسیار زیبا، مجلل، گران، لوکس
exclusive
منحصراً، انحصارا، چنانکه از دخول دیگران جلوگیرى کند
sumptuous
مجلل، پرخرج، گران، و عالى
prohibitive
(prohibitory =) ـ منعى، گران، جلوگیرى کننده
grave
قبر، گودال، سخت، بم، خطرناک، بزرگ، مهم، موقر، سنگین، نقش کردن، تراشیدن، حفر کردن، قبر کندن، دفن کردن
tight
سفت، محکم، تنگ (tang)، کیپ، مانع دخول هوا یا آب یا چیز دیگر، خسیس، کساد
advanced
ترقى کرده، پیش افتاده، جلو افتاده، پیشرفته
ponderous
و زین، سنگین، خیلى سنگین، خیلى کودن