فرهنگ آریان‌پور

گرافیک

#۱۶۷٬۷۴۲

معنی‌های انگلیسی
۱

graph

گراف، نگار، نمودار، نمایش هندسى، نقشه هندسى، گرافیک، طرح خطى، هجاى کلمه، اشکال مختلف یک حرف، با گرافیک و طرح خطى ثبت کردن، با نمودار نشان دادن

۲

graphic

نوشته شده، کشیده شده، وابسته به فن نوشتن، مربوط به نقاشى یا ترسیم، ترسیمى، واضح، نگاره اى، گرافیک