فرهنگ آریان‌پور

گر

#۱۶۷٬۷۱۱

معنی‌های انگلیسی
۱

mangy

گر، مبتلا به جرب، مبتلا به گرى، جرب دار

۲

mangey

گر، مبتلا به جرب، مبتلا به گرى، جرب دار

۳

scab

پوست زخم، اثر زخم، گر، گرى، جرب، پوسته پوسته شدن، دلمه بستن زخم، دله

۴

mange

گرى، گر، جرب، کچلى

۵

bald

طاس، بى مو، کل، برهنه، (مجازى) بى لطف، ساده، بى ملاحت، عریان، کچل، طاس شدن

۶

flame

شعله، زبانه آتش، الو، تب و تاب، شورعشق، شعله زدن، زبانه کشیدن، مشتعل شدن، تابش

۷

flash

تلالوء، تاباندن، برق، روشنایى مختصر، یک آن، لحظه، بروز ناگهانى، جلوه، تشعشع، برق زدن، ناگهان شعله ور شدن، زود گذشتن، فلاش عکاسى