گذشته
#۱۶۷٬۶۷۶
past
گذشته، پایان یافته، پیشینه، وابسته به زمان گذشته، پیش، ماقبل، گذشته از، ماوراى، در ماوراى، دور از، پیش از
bygone
گذشته، کهنه، قدیمى، گذشته ها
old
پیر، سالخورده، کهن سال، مسن، فرسوده، دیرینه، قدیمى، کهنه کار، پیرانه، کهنه، گذشته، سابقى، باستانى
yore
در زمانى بسیار دور، در گذشته، در قدیم زمان
back
عقب، پشت (بدن)، پس، عقبى، گذشته، پشتى، پشتى کنندگان، تکیه گاه، به عقب، درعقب، برگشت، پاداش، جبران، از عقب، پشت سر، بدهى پس افتاده، پشتى کردن، پشت انداختن، به عقب رفتن، به عقب بردن، برپشت چیزى قرار گرفتن، سوارشدن، پشت چیزى نوشتن، ظهرنویسى کردن
late
دیر، دیر آینده، اخیر، تازه، گذشته، کند، تا دیر وقت، اخیراً، تا دیر گاه، زیاد، مرحوم
agone
(ago =) ـ پیش، قبل، گذشته
preterit
وابسته به فعل گذشته، زمان گذشته
departed
رفته، گذشته، مرده، درگذشته مرحوم
forepast
(bygone & forepassed =) ـ بایگان، دیرین، گذشته
foretime
روزگار پیشین، گذشته
forepassed
(bygone & forepast =) ـ بایگان، دیرین، گذشته
gone
(past: went ; past participle: gone) ـ رفتن، روانه ساختن، رهسپار شدن، عزیمت کردن، گذشتن، عبور کردن، کار کردن، گشتن، رواج داشتن، تمام شدن، راه رفتن، نابود شدن، روى دادن، بر آن بودن، درصدد بودن، راهى شدن واژه هاى شامل go
former
پیشتر، قبلا دستور زبان