فرهنگ آریان‌پور

گذشتن‌ از میان جمعیت با عجله

#۱۶۷٬۶۶۹

معنی‌های انگلیسی
۱

hustle

هل دادن، فشار دادن، تکان دادن، به زور وادار کردن، پیش بردن، فریفتن، گول زدن، تکان، شتاب، عجله، فشار، زور