فرهنگ آریان‌پور

گذرنده

#۱۶۷٬۶۳۴

معنی‌های انگلیسی
۱

passer

گذرنده، عابر، پاس دهنده

۲

passing

گذرنده، زود گذر، فانى، بالغ بر، در گذشت

۳

passant

تصویر جانورى که دست خود را بلند کرده، جلو افتاده، گذرنده، سبقت گیر، عابر، ناقل

۴

over

بالاى، روى، بالاى سر، بر فراز، آن طرف، در سرتاسر، دربالا، به سوى دیگر، متجاوز از، بالایى، رویى، بیرونى، شفا یافتن، پایان یافتن، به انتها رسیدن پیشوندى است به معنى " زیاد " و " زیاده " و " بیش "