فرهنگ آریان‌پور

گذراندن - وقت -

#۱۶۷٬۵۹۹

معنی‌های انگلیسی
۱

idle

بیکار، تنبل، بیهوده، بیخود، بى اساس، بى پر و پا، وقت گذراندن، وقت تلف کردن، تنبل شدن، عاطل

۲

niggle

ور رفتن، وقت گذراندن، خرده گرفتن

۳

piddle

کار بیهوده کردن، وقت گذراندن، به ناز چیز خوردن، با خوراک بازى کردن، (زبان بچه) جیش کردن

۴

temporize

به دفع الوقت گذراندن، وقت گذراندن

۵

temporalize

به دفع الوقت گذراندن، وقت گذراندن، مطابق مقتضیات وقت عمل کردن، تسکین دادن