فرهنگ آریان‌پور

انبرک

#۱۶٬۷۵۷

معنی‌های انگلیسی
۱

tong

با انبر (چیزى را) گرفتن، با انبر نگهداشتن، زنگ را به صدا در آوردن، طنین انداز شدن، انبر قند گیر، انبرک، انبر

۲

clamp

گیره، بند، انبرک، با گیره نگاه داشتن، با قید و منگنه محکم بستن جراحی‌ و دندان‌ پزشکی‌

۳

tongs

با انبر (چیزى را) گرفتن، با انبر نگهداشتن، زنگ را به صدا در آوردن، طنین انداز شدن، انبر قند گیر، انبرک، انبر

۴

spring

(past: sprang ; past participle: sprung) ـ بهار، چشمه، سرچشمه، فنر، انبرک، جست و خیز، حالت فنرى، حالت ارتجاعى فنر، پریدن، جهش کردن، جهیدن، قابل ارتجاع بودن، حالت فنرى داشتن، ظاهر شدن

۵

tweese

(tweeze =) ـ کندن مو، (پزشکى) انبرک

۶

tweeze

(tweese =) ـ کندن مو، (پزشکى) انبرک

۷

forceps

(پزشکى) انبرک، انبر جراحى، انبرک، انبر قابلگى، پنس جانور شناسی‌

۸

tweezer

موچین، قیچى، انبرک، با موچین کندن

۹

tweezers

موچین، قیچى، انبرک، با موچین کندن nippers

۱۰

claw

چنگ، پنجه، سرپنجه جانوران، ناخن، چنگال، پنجه اى شکل، چنگ زدن