واژههای فارسی←گذاشتن معشوق و رفتنفرهنگ آریانپورگذاشتن معشوق و رفتن#۱۶۷٬۵۶۱شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱forsake(past: forsook ; past participle: forsaken) ـ ول کردن، ترک، رها کردن، انکار کردنواژههای نزدیک در الفباگذاشتن به - حاشیه -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیگذاشتن به - ریشه -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیگذاشتن به - سر -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیگذاشتن به - محل -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیگذاشتن به حساب بدهکار کسیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیگذاشتن به طور یواشکیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر