فرهنگ آریان‌پور

گذاشتن - قرار -

#۱۶۷٬۵۲۴

معنی‌های انگلیسی
۱

arrange

آراستن، چیدن، قرار گذاشتن، مرتب کردن، ترتیب دادن، سازمند کردن

۲

stipulate

میثاق بستن، پیمان بستن، تصریح کردن، قید کردن، قرار گذاشتن