فرهنگ آریان‌پور

گذاشتن - تنها -

#۱۶۷٬۴۹۴

معنی‌های انگلیسی
۱

strand

کنار دریا، کنار رود، کرانه، بندرگاه، رشته، لا، لایه، رودخانه، مجرا، مسیر، رسیدن، بصخره خوردن کشتى، تنها گذاشتن، گیر افتادن، متروک ماندن، به هم بافتن و به صورت طناب درآوردن