فرهنگ آریانپور
گذاردن - معوق -
#۱۶۷٬۳۹۲
table
میز، سفره، خوان، لوح، جدول، لیست، فهرست، (در مجلس) از دستور خارج کردن، معوق گذاردن، روى میز گذاشتن، در فهرست نوشتن، کوهمیز، مطرح کردن
suspend
آویزان شدن یا کردن، اندروا بودن، معلق کردن، موقتا بیکار کردن، معوق گذاردن
procrastinate
به دفع الوقت گذراندن، معوق گذاردن
string along
موافق بودن، وفق داشتن، معوق گذاردن