فرهنگ آریان‌پور

گذار

#۱۶۷٬۳۲۹

معنی‌های انگلیسی
۱

transition

انتقال، عبور، تغییر از یک حالت بحالت دیگر، مرحله تغییر، برزخ، انتقالى، گذار، تحول

۲

duct

مجرا، لوله آب، خط سیر، مجراى لنف

۳

track

شیار، لبه، باریکه، پیگردى کردن، رد پا، اثر، خط آهن، جاده، راه، نشان، مسابقه دویدن، تسلسل، توالى، رد پا را گرفتن، پى کردن، دنبال کردن

۴

career

دوره زندگى، دوره، مسیر، مقام یاشغل، حرفه

۵

transit

عبور، گذر، راه عبور، حق العبور، عبور کردن