فرهنگ آریان‌پور

گدوک

#۱۶۷٬۳۲۸

معنی‌های انگلیسی
۱

pass

گذشتن، عبور کردن، رد شدن، سپرى شدن، تصویب کردن، قبول شدن، رخ دادن، قبول کردن، تمام شدن، وفات کردن، پاس، سبقت گرفتن از، خطور کردن، پاس دادن، رایج شدن، اجتناب کردن، گذر، عبور، گذرگاه، راه، گردونه، گدوک، پروانه، جواز، گذرنامه، بلیط، گذراندن، تصویب شدن

۲

gorge

گلو، حلق، دره تنگ، گلوگاه، آبکند، شکم، گدار، پر خوردن، زیاد تپاندن، با حرص و ولع خوردن، پر خورى کردن، پر خورى