فرهنگ آریان‌پور

گاهواری

#۱۶۷٬۰۶۷

معنی‌های انگلیسی
۱

cycle

دور، دوره گردش، چرخ، سیکل، یک سرى داستان در باره یک موضوع به صورت دورانى یا متناوب ظاهر شدن، سوار دوچرخه شدن، چرخه، چرخه زدن

۲

rotation

(rotational =) ـ چرخش، دوران، گردش به دور

۳

interchange

با هم عوض کردن، مبادله کردن، تبادل کردن، تغییر دادن، متناوب ساختن