فرهنگ آریان‌پور

گاهوار

#۱۶۷٬۰۶۵

معنی‌های انگلیسی
۱

intermittent

متناوب، نوبت دار، نوبه اى، نوبتى، غیر دائمى، ادوارى

۲

discontinuous

منقطع، غیر مداوم، منفصل، ناپیوسته

۳

intermittently

متناوب، نوبت دار، نوبه اى، نوبتى، غیر دائمى، ادوارى intermittent