فرهنگ آریان‌پور

گازدار کردن

#۱۶۶٬۸۲۳

معنی‌های انگلیسی
۱

gas

گاز، بخار، (آمریکایى) بنزین، گاز معده، گازدار کردن، با گاز خفه کردن، اتومبیل را بنزین زدن

۲

effervesce

جوش زدن، گازدار کردن (مشروبات و غیره)