فرهنگ آریان‌پور

گازانبر

#۱۶۶٬۸۱۸

معنی‌های انگلیسی
۱

bender

خم کننده، گازانبر، عضله خم کننده، مى گسارى، باده پرستى، خوشى و نشاط

۲

caliper

کولیس، نوعى پرگار که براى اندازه گیرى ضخامت یا قطر اجسام به کار مى رود، فندق شکن، گازانبر

۳

pincher

نیشگون گیر، گازگیر، (در جمع) گازانبر nippers

۴

calliper

کولیس، نوعى پرگار که براى اندازه گیرى ضخامت یا قطر اجسام به کار مى رود، فندق شکن، گازانبر

۵

dog

سگ، سگ نر، میله قلاب دار، گیره، دنبال کردن، مثل سگ دنبال کردن