فرهنگ آریانپور
گاز زدن
#۱۶۶٬۷۷۴
nibble
لقمه یا تکه کوچک، گاز زدن، اندک اندک خوردن، مثل بز جویدن
snap
بشکن، گسیختن، قاپیدن، گاز ناگهانى سگ، قزن قفلى، گیره فنرى، لقمه، یک گاز، مهر زنى، قالب زنى، چفت، قفل کیف و غیره، عجله، شتابزدگى، ناگهانى، بى مقدمه، گاز گرفتن، چسبیدن به، قاپ زدن، سخن نیش دار گفتن، عوعو کردن