فرهنگ آریان‌پور

گارد

#۱۶۶٬۶۸۵

معنی‌های انگلیسی
۱

guard

نگهبان، پاسدار، پاسدارى کردن، پاسبان، مستحفظ، گارد، احتیاط، نرده روى عرشه کشتى، نرده حفاظتى، پناه، حایل، حالت آماده باش در شمشیر بازى و مشت زنى و امثال آن، نگاه داشتن، محافظت کردن، نگهبانى کردن، پاییدن

۲

lifeguard

نگهبان، گارد، مامور نجات غریق

۳

guardsman

پاسدار، نگهبان، سرباز هنگ نگهبان