فرهنگ آریان‌پور

کیفیت

#۱۶۶٬۴۹۹

معنی‌های انگلیسی
۱

quality

کیفیت، چونى، وجود، خصوصیت، طبیعت، نوع، ظرفیت، تعریف، صفت، نهاد، چگونگى

۲

how

چگونه، از چه طریق، چطور، به چه سبب، چگونگى، راه، روش، متد، کیفیت، چنانکه

۳

state

حالت، کشور، ایالت، توضیح دادن، جزء به جزء شرح دادن، اظهار داشتن، اظهار کردن، تعیین کردن، حال، چگونگى، کیفیت، دولت، استان، ملت، جمهورى، کشورى، دولتى state ـ (47) acy _ ness _

۴

modality

چگونگى، کیفیت، عرضیت، شرط، قید

۵

chop

ریز ریز کردن، بریدن، جدا کردن، شکستن

۶

kind

مهربان، خوش خلق، دلپذیر، ملایم، لطفاً، از روى مرحمت