فرهنگ آریان‌پور

کیفر خواست متهمی را - تنظیم -

#۱۶۶٬۴۸۰

معنی‌های انگلیسی
۱

arraign

احضار نمودن (بمحکمه)، (حقوق) با تنظیم کیفر خواست متهمى را به محاکمه خواندن