فرهنگ آریان‌پور

کیش کردن

#۱۶۶٬۴۳۰

معنی‌های انگلیسی
۱

shoo

کیش (براى راندن مرغ و غیره)، کیش کردن، با کیش فرار دادن، چخ

۲

sick

ناخوش، بیمار، ناساز، ناتندرست، مریض، مریض شدن، (سگ را) کیش کردن، برانگیختن، جستجو کردن، علامت چاپى است به معنى " عمداً چنین نوشته شده "