فرهنگ آریان‌پور

کیس‌ کردن

#۱۶۶٬۳۱۶

معنی‌های انگلیسی
۱

bag

کیسه، کیف، جوال، ساک، خورجین، چنته، باد کردن، متورم شدن، ربودن

۲

sag

خم شدن، فرو نشستن، از وسط خم شدن، آویزان شدن، صعیف شدن، شکم دادن

۳

bulge

برآمدگى، شکم، تحدب، ورم، بالا رفتگى، صعود، متورم شدن، باد کردن

۴

shrivel

چروک شدن، چین خوردن، خشک شدن