فرهنگ آریان‌پور

کیپ

#۱۶۶٬۲۹۴

معنی‌های انگلیسی
۱

chock

گوه (goveh)، تکه چوبى که چرخ یا چلیکى را از غلتیدن باز مى دارد، از حرکت بازداشتن، (با چوب) محکم کردن، محکم، سفت، کیپ

۲

tight

سفت، محکم، تنگ (tang)، کیپ، مانع دخول هوا یا آب یا چیز دیگر، خسیس، کساد

۳

watertight

مانع دخول آب، کیپ، مجراى تنگ

۴

chockablock

به هم متصل و پیوسته، شلوغ، کیپ

۵

well set

محکم، کیپ، جمع و جور

۶

chock full

پرشده، کیپ، گرفته، لبالب، مالامال

۷

airtight

محفوظ از هوا، غیر قابل نفوذ به وسیله ى هوا chockfull tightfitting