فرهنگ آریان‌پور

انبار کردن

#۱۶٬۶۲۳

معنی‌های انگلیسی
۱

stash

انبار کردن، ذخیره کردن (در محل مخفى براى آینده)، انباشتن، محبوس کردن، پنهانگاه

۲

ensile

انبار کردن، سیلو کردن

۳

barn

انبار غله، انبار کاه و جو و کنف و غیره، انبار کردن، طویله

۴

yard

یارد (36 اینچ یا 3 فوت)، محوطه یا میدان، محصور کردن، انبار کردن (در حیاط)، واحد مقیاس طول انگلیسى معادل 0.9144 متر

۵

stock

ذخیره، حاضر، موجود، دم دست، درانبار، آماده، موجودى کالا، کنده، تنه، ته ساقه، قنداق تفنگ، پایه، دسته ریشه، نیا، سرمایه، مواشى، پیوندگیر، موجودى، مایه، سهام، به موجودى افزودن انبار کردن، ذخیره کردن

۶

store

انباره، انبار کردن، ذخیره کردن، انبار، مخزن، ذخیره، اندوخته، موجودى، مغازه، دکان، فروشگاه، اندوختن

۷

garner

انبار غله، انبار، انبار کردن، انباشتن، درویدن

۸

imburse

اضافه کردن، افزودن، با ارزش کردن، انبار کردن، در کیسه گذاردن، پرداختن

۹

warehouse

(ware room =) ـ انبار، در انبار گذاشتن، انبار کردن، مخزن، انبار گمرک، انبار کالا، بارخانه

۱۰

ware room

(warehouse =) ـ انبار کردن، مخزن، انبار گمرک، انبار کالا، بارخانه

۱۱

impound

توقیف کردن، ضبط کردن، نگه داشتن

۱۲

woebegone

افسرده، گرفتار غم، غرق در اندوه، درهم و بر هم

۱۳

stockpile

انباشته، ذخیره، انباشته کردن، توده کردن