فرهنگ آریان‌پور

انبار شدن

#۱۶٬۶۱۱

معنی‌های انگلیسی
۱

backlog

کنده بزرگى که پشت آتش بخارى گذارده مى شود، موجودى جنسى که بابت سفارشات در انبار موجود است، جمع شدن، انبار شدن، کار ناتمام یا انباشته، پس افت