واژههای فارسی←کول انداختن - روی -فرهنگ آریانپورکول انداختن - روی -#۱۶۶٬۰۹۷شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱humpقوز، کوژ، کوهان، برآمدگى گرد، پیاده روى، قوز کردن، تروشرویى کردن، روى کول انداختنواژههای نزدیک در الفباکوبیده - جو -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکوبیده - فلفل -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکوبیستمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکوبیسممشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکوبیسم در نقاشی - مکتب -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکوبینمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر