فرهنگ آریان‌پور

کوک زدن

#۱۶۶٬۰۵۰

معنی‌های انگلیسی
۱

sew

(past: sewed ; past participle: sewn, sewed) ـ دوختن، دوزندگى کردن، خیاطى کردن

۲

seam

درز، بخیه، شکاف، درز لباس، خط اتصال، درز گرفتن، درز دادن، به وسیله درزگیرى به هم متصل کردن، به هم پیوستن، رگه نازک معدن

۳

baste

چرب کردن (گوشت کباب)، نم زدن، (در گویش) شلاق زدن، زخم زبان زدن، کوک موقتى (بلباس)

۴

stitch

کوک، بخیه، بخیه جراحى، بخیه زدن