فرهنگ آریان‌پور

کوفتگی

#۱۶۶٬۰۰۲

معنی‌های انگلیسی
۱

livor

کوفتگى

۲

lividness

کوفتگى

۳

fatigue

خستگى، فرسودگى، فرسودن، کوفتگى، رنج، خسته شدن

۴

contusion

(پزشکى) کوفتگى، ضرب، ضربت، کوفتگى انساج، ضغطه

۵

hurt

(past: hurt ; past participle: hurt) ـ آزار رساندن، آسیب زدن به، آزردن، اذیت کردن، جریحه دار کردن، خسارت رساندن، آسیب، آزار، زیان، صدمه

۶

bruise

کوبیدن، کبود کردن، زدن، سائیدن، کبود شدن، ضربت دیدن، کوفته شدن، کبود شدگى، تباره