فرهنگ آریانپور
کوفتگی
#۱۶۶٬۰۰۲
livor
کوفتگى
lividness
کوفتگى
fatigue
خستگى، فرسودگى، فرسودن، کوفتگى، رنج، خسته شدن
contusion
(پزشکى) کوفتگى، ضرب، ضربت، کوفتگى انساج، ضغطه
hurt
(past: hurt ; past participle: hurt) ـ آزار رساندن، آسیب زدن به، آزردن، اذیت کردن، جریحه دار کردن، خسارت رساندن، آسیب، آزار، زیان، صدمه
bruise
کوبیدن، کبود کردن، زدن، سائیدن، کبود شدن، ضربت دیدن، کوفته شدن، کبود شدگى، تباره