فرهنگ آریان‌پور

کوشیدن - سخت -

#۱۶۵٬۹۹۸

معنی‌های انگلیسی
۱

hammer

چکش، پتک، چخماق، استخوان چکشى، چکش زدن، کوبیدن، سخت کوشیدن، ضربت زدن