فرهنگ آریان‌پور

کوشش‌ کردن

#۱۶۵٬۹۸۳

معنی‌های انگلیسی
۱

endeavor

تلاش، کوشش، سعى، جد و جهد، سعى بلیغ، تلاش کردن، کوشیدن