فرهنگ آریان‌پور

کوست

#۱۶۵٬۹۴۲

معنی‌های انگلیسی
۱

zone

منطقه، ناحیه دسته بندى، بخش، قلمرو، مدار، (در جمع) مدارات، کمربند، ناحیه، حوزه، محات کردن، جزو حوزه اى به حساب آوردن، ناحیه اى شدن

۲

knock

کوبیدن، زدن، درزدن، بد گویى کردن از، به هم خوردن، مشت، ضربت، صداى تو تو، عیبجویى

۳

impact

به هم فشردن، پیچیدن، زیر فشار قرار دادن، با شدت ادا کردن، با شدت اصابت کردن، ضربت، فشار، تماس، اصابت، اثر شدید، ضربه، برخورد، اثر

۴

percussion

ضربت، دق، (موسیقى) اسباب هاى ضربى مثل طبل و دنبک