فرهنگ آریان‌پور

انبار

#۱۶٬۵۹۰

معنی‌های انگلیسی
۱

garner

انبار غله، انبار، انبار کردن، انباشتن، درویدن

۲

entrepot

انبار، انبار کالا، انبار موقتى، مرکز بازرگانى

۳

depository

انبار، مخزن، امانت دار

۴

repository

انبار، مخزن، صندوق تابوت، ظرف، رازدار

۵

pantechnicon

انبار، نام بازارى در لندن که همه جور کالاهاى صنعتى در آن نمایش مى دهند

۶

stock room

انبار، انبار کالا

۷

depot

بازخانه، انبارگاه، انبار، (آمریکایى) ایستگاه راه آهن، مخزن مهمات

۸

lodge

منزل، جا، خانه، کلبه، شعبه فراماسون ها، انبار، منزل دادن، پذیرایى کردن، گذاشتن، تسلیم کردن، قرار دادن، منزل کردن، بیتوته کردن، تفویض کردن، خیمه زدن، به لانه پناه بردن

۹

store

انباره، انبار کردن، ذخیره کردن، انبار، مخزن، ذخیره، اندوخته، موجودى، مغازه، دکان، فروشگاه، اندوختن واژه هاى شامل

۱۰

cellar

زیرزمین، سرداب، انبار، جاى شراب انداختن، گودال سرچاه، پیش چاه

۱۱

godown

قدرت، جرعه، بلع، لقمه بزرگ، انبار

۱۲

sluice

آبگیر، بند سیل گیر، سد، دریچه تخلیه، انبار، بند گذاشتن، از بندیا دریچه جارى شدن، خیس کردن، (معدن) سنگ شویى کردن

۱۳

arsenal

قورخانه، زرادخانه، انبار، مهمات جنگى

۱۴

seraglio

اندرون، حرم، حرمسرا، شبستان، انبار

۱۵

repertory

فهرست، مجموعه، انبار، مخزن، کاتالوگ

۱۶

agglomeration

انباشتگى، تراکم، توده، انبار

۱۷

clearinghouse

سازمانى که چک هاى بانک هاى مختلف را در آن مبادله مى کنند، موسسه تهاترى لندن، انبار