انبار
#۱۶٬۵۹۰
garner
انبار غله، انبار، انبار کردن، انباشتن، درویدن
entrepot
انبار، انبار کالا، انبار موقتى، مرکز بازرگانى
depository
انبار، مخزن، امانت دار
repository
انبار، مخزن، صندوق تابوت، ظرف، رازدار
pantechnicon
انبار، نام بازارى در لندن که همه جور کالاهاى صنعتى در آن نمایش مى دهند
stock room
انبار، انبار کالا
depot
بازخانه، انبارگاه، انبار، (آمریکایى) ایستگاه راه آهن، مخزن مهمات
lodge
منزل، جا، خانه، کلبه، شعبه فراماسون ها، انبار، منزل دادن، پذیرایى کردن، گذاشتن، تسلیم کردن، قرار دادن، منزل کردن، بیتوته کردن، تفویض کردن، خیمه زدن، به لانه پناه بردن
store
انباره، انبار کردن، ذخیره کردن، انبار، مخزن، ذخیره، اندوخته، موجودى، مغازه، دکان، فروشگاه، اندوختن واژه هاى شامل
cellar
زیرزمین، سرداب، انبار، جاى شراب انداختن، گودال سرچاه، پیش چاه
godown
قدرت، جرعه، بلع، لقمه بزرگ، انبار
sluice
آبگیر، بند سیل گیر، سد، دریچه تخلیه، انبار، بند گذاشتن، از بندیا دریچه جارى شدن، خیس کردن، (معدن) سنگ شویى کردن
arsenal
قورخانه، زرادخانه، انبار، مهمات جنگى
seraglio
اندرون، حرم، حرمسرا، شبستان، انبار
repertory
فهرست، مجموعه، انبار، مخزن، کاتالوگ
agglomeration
انباشتگى، تراکم، توده، انبار
clearinghouse
سازمانى که چک هاى بانک هاى مختلف را در آن مبادله مى کنند، موسسه تهاترى لندن، انبار