فرهنگ آریان‌پور

کورمالی کردن

#۱۶۵٬۸۵۹

معنی‌های انگلیسی
۱

grabble

کورمالى کردن، با دست پى چیزى گشتن، با دست ماهى گرفتن، پهن نشستن، جمع آورى کردن

۲

grope

کورمالى، دست مالى، کورمالى کردن، در تاریکى پى چیزى گشتن، آزمودن