فرهنگ آریان‌پور

کورمال‌ کورمال رفتن

#۱۶۵٬۸۵۷

معنی‌های انگلیسی
۱

feel

(past: felt ; past participle: felt) ـ احساس کردن، لمس کردن، محسوس شدن

۲

grope

کورمالى، دست مالى، کورمالى کردن، در تاریکى پى چیزى گشتن، آزمودن